خانه سبک زندگی روانشناسی بگو چطور به کسی که ناراحت و گریان است کمک کنم؟

بگو چطور به کسی که ناراحت و گریان است کمک کنم؟

۰
13
کمک به فرد گریه کننده و غمگین

راهکارهایی برای کمک به فرد گریان و غمگین

گریه

اندک + ۱۰سال اندک هدف اول شما آرام کردن است نه راه حل دادن
دوست خوبی دارید که شکستی را تجربه کرده است و افسرده و ناراحت به دیدار شما آمده است. با اولین حرف، بغضش میترکد و گریه میکند. بیشتر ما در این شرایط نمیدانیم چه بگوییم و چگونه برخورد کنیم.
از خود می پرسیم: در این شرایط چه باید کرد؟ چگونه میتوان ناراحتی او را تسکین داد؟ آیا باید هم صدا با او اشک بریزیم یا او را از اشک ریختن منع کنیم؟ تعریف کردن یک خاطره شیرین کاربردی تر است یا فحش و فضیحت کردن عامل این شکست؟
در ادامه خواهیم دید که با چه استراتژی ای میتوان به کمک فرد ناراحت و گریان آمد و چگونه میتوان غم و اندوه او را کاهش داد:

مرحله اول: با فرد گریه کننده و غمگین همراهی کنید
مرحله دوم: با فرد گریه کننده و غمگین همدلی کنید
مرحله سوم: صحبت و بیان مشکل

مرحله اول: با فرد گریه کننده و غمگین همراهی کنید

شاهد احساساتشان باشید

شاهد احساساتشان باشید

در بیشتر مواقع، افراد آسیب دیده، به دنبال جواب و راه حل نیستند یا حداقل این موضوع نیاز اولشان نیست. پس به دنبال راه حل، یا پیدا کردن مقصر نباشید. سعی کنید به آنها این احساس را بدهید که حمایتشان میکنید و شرایطشان را درک میکنید.
جمله هایی مانند اینکه: “میدانم در چه شرایط سختی هستی” یا ” متاسفم که در چنین شرایطی قرار گرفتی” میتواند برای آرام کردن آنها شروع خوبی باشد.

در کنارشان حضور داشته باشید

در کنارشان حضور داشته باشید

حضور فیزیکی شما در کنار دوست آسیب دیده، یکی از مهمترین کمکهایی است که به او خواهید کرد. در کنارش قرار بگیرید، به او این احساس را بدهید که تنها نیست و اجازه دهید احساساتش را بروز دهد.
حضور شما به عنوان همدلی کننده، به فردی که آسیب روحی دیده است، کمک زیادی برای گذار به آرامش خواهد داشت.

به او احساس امنیت بدهید

به او احساس امنیت بدهید

در صورتی که دوست ناراحتتان در محیطی عمومی یا شلوغ با اندوه و اشک به سراغتان آمد، سعی کنید او را به محیطی خلوت ببرید تا بتواند به راحتی احساساتش را بیرون بریزد.
افراد معمولا در جمع معذب هستند و نمیتوانند احساسات خود را بروز دهند. از  طرف دیگر ممکن است ضربه و آسیب دوستتان آنقدر شدید باشد که اوتوجهی به اطراف نداشته باشد و وضعیت او باعث شود که وجهه اجتماعی او در این شرایط آسیب ببیند.
بنابراین بهترین کار این است که او را به محیطی خلوت و آرام راهنمایی کنید و یا از اطرافیان بخواهید که شما را تنها بگذارند.

مزاحمان را از محیط حذف کنید

مزاحمان را از محیط حذف کنید

بی صدا کردن تلفن، خاموش کردن تلویزیون، قطع زنگ آیفون، دورکردن گوشی همراه میتواند شرایطی ایجاد کند که هم تمرکز شما برای گوش دادن به درد و دل دوستتان محیا شود و هم او با خیال راحت و بدون مزاحم، مشکلش را مطرح کند.
وسایل ارتباطی را برای دقایقی از خود دور کنید و با هم خلوت کنید.

مرحله دوم: با فرد گریه کننده و غمگین همدلی کنید

به او اجازه گریه کردن بدهید

به او اجازه گریه کردن بدهید

بدترین عکس العمل نسبت به افرادی که گریه کرده و اشک میریزند این است که سعی کنیم به بهانه های مختلف و به زور آنها را از اشک ریختن منع کنیم. جمله هایی مانند، مرد مگه گریه میکنه، یا دختر قوی ای باش، چیه؟ چرا گریه میکنه؟ این که گریه نداره و غیره، نتیجه ای جز سرکوب احساسات، فرد مقابل نخواهد داشت.
توجه داشته باشید که دوستتان به شما پناه آورده است و شما باید در درجه اول، یک حامی و پشتیبان خوب برای او باشید. به اجازه دهید تا یک دل سیر احساساتش را بیرون بریزد، فرصت برای مقصر یابی و ریشه یابی علل ماجرا زیاد است.

به او فرصت و فضا بدهید

به او فرصت و فضا بدهید

برای حل مشکل دوستتان عجله نداشته باشید. تقریبا شکست و آسیبی نیست که برای رودر رو شدن با آن به گذشت زمان نیاز نباشد. به او فضا و فرصت بدهید.
در صورتی که فرد آرام شد و از وضعیت بحرانی اولیه خارج شد، از او بپرسید که به چه چیزی نیاز دارد. فکر نکنید که شما صلاح او را بهتر از خودش میدانید.
شاید دادن فرصت برای تفکر و تامل به او برای رسیدن به ساحل آرامش کمک کند. البته این به این معنا نیست که آنها را به کلی تنها بگذارید و به کارهای روزمره خود برسید. در دسترسشان باشید و این احساس را به آنها بدهید که برایتان مهم هستند و مراقبشان هستید.

سعی نکنید مشکل فرد را تخفیف بدهید یا کوچک جلوه دهید

سعی نکنید مشکل فرد را تخفیف بدهید یا کوچک جلوه دهید

در مقابل غم و غصه و مشکل، این طبیعی است که بخواهید با شوخی و خنده، جو را عوض کنید. شاید هم بخواهید به شوخی یا جدی، مشکل را کوچک و جزیی نشان دهید. اما کسی که برای گریه کردن و بروز غصه اش نزد شما آمده است به دنبال این است که شما از زاویه دید او به ماجرا بنگرید و درک کنید که چه اتفاق تکان دهنده ای افتاده است.
بنابراین جمله هایی نظیر، حالا چیزی که نشده؟ یا همین؟! این که گریه نداره و غیره را فراموش کنید و نشان دهید که غم و اندوه او -هرچند اگر از دید شما موضوع مهمی نباشد- را درک میکنید و در مسیر این مشکل با او همسفر هستید.

به صورت فیزیکی به او آرامش بدهید

به صورت فیزیکی به او آرامش بدهید

برخی افراد نیاز دارند که در چنین لحظات شکننده ای، کسی آنها را در آغوش بگیرد یا دست بر شانه هایشان بگذارد و به این ترتیب، همدلی و پشتیبانی خود را به آنها نشان دهد.
پس با توجه به نیاز فرد و همچنین خصوصیات اخلاقی او، به او نزدیک شوید و سعی کنید از طریق تماس فیزیکی به او آرامش بدهید.
برای انجام این کار همه جوانب را در نظر بگیرید و مراقب باشید که این راهکار به ضد خود بدل نشود.

مرحله سوم: صحبت و بیان مشکل

او را برای حرف زدن تحت فشار نگذارید

او را برای حرف زدن تحت فشار نگذارید

تا زمانی که خود فرد آسیب دیده و غمگین آماده بیان ماجرا نیست او را برای این موضوع تحت فشار نگذارید. او به شما پناه آورده تا فشار واقعه و مشکلش را کاهش دهد و شاید نخواهد و یا آمادگی این را نداشته باشد که موضوع را برای شما تشریح کند.
بنابراین بعد از آرامش اولی از او بپرسید که میخواهد موضوع را تعریف کند یا نه، اگر دیدید شرایطش را ندارد و پاسخ منفی داد، اصار نکنید و همچنان به او آرامش و پناه بدهید.

از او نپرسید چرا

از او نپرسید چرا

نوع سوالهایی که از یک دوست غمگین و ضربه خورده میپرسید نیز میتواند به آرامش او کمک کند. سوالهایی که با چرا آغاز میشوند و لحن منفی دارند را از او نپرسید. مثلا نگویید، چرا اینجوری فکر میکنی ؟ یا چرا این حرف را به او زدی؟ و … در این سوالها فرد احساس میکند که در موضع اشتباه و تقصیر قرار گرفته است و حال بد او تشدید میشود.
از او سوالهایی با پایان باز بپرسید، برای من تعریف کن که چه اتفاقی افتاد؟ چی تو رو اذیت میکنه؟ به من کمک کن تا شاریطت رو درک کنم و ….
این پرسش ها نه تنها به ما برای درک بهتر شرایط او کمک خواهد کرد، بلکه به فرد هم برای نگاه مجدد به فرآیندی که پشت سر گذاشته است یازی خواهد رساند. حتی چه بسا در همین شرایط، او به راه حل شخصی ای برسد و متوجه شود که موضوع آنچنان که فکر میکرد، بد و فاجعه نیست.

با دقت به او گوش دهید

با دقت به او گوش دهید

رودر روی دوستتان بنشینید و با تمرکز کامل، صحبتها و درد دلهای او را بشنوید. به او بفهمانید که کاملا در اختیار او هستید تا داستان خود را برایتان تعریف کند.
سعی کنید از حرکتهایی که نشانه قضاوت کردن اوست خودداری کنید. مثلا وقتی او ماجرایی را تعریف میکند که اشتباه بچه گانه ای مسببش بوده است، حالتی به خود نگیرید که او احساس شرم کند و حس بدش تشدید شود.

نگذارید خود را سرزنش کند

نگذارید خود را سرزنش کند

در بسیاری از موارد، افراد آسیب دیده خود را مقصر دانسته و احساس میکنند افراد بی فکر، بدرد نخور و یا ساده ای هستند و هیچ شخص دیگری در دنیا اشتباهات آنها را انجام نخواهد داد.
سعی کنید به آنها دلداری بدهید و بفهمانید که اینگونه نیستند و افراد زیادی ممکن است در شرایط آنها دست به کاری مشابه بزنند و این دلیل بر حماقت و یا سادگی آنها نیست.

نقطه تمرکز را روی او قرار دهید

نقطه تمرکز را روی او قرار دهید

در بسیاری از مواقع ممکن است ما تجربه مشابهی را از سر گذرانده باشیم و یا فرد نزدیکی را بشناسیم که چنین شرایطی را سپری کرده است. ابراز این تجربه های مشابه میتواند به فرد آسیب دیده کمک کند اما به شرطی که تمرکز از روی او به شما تغییر نکند.
گاهی اوقات وقتی برای کسی درد دل میکنید، او آنچنان غم و غصه هایش را پیش میکشد که عملا شما باید دلداری اش بدهید و در نهایت نه تنها باری از دوش شما برداشته نمیشود بلکه با تشدید غصه و اندوه مواجه خواهید شد.سعی کنید تمرکز را روی دوستتان قرار دهید و فرصت تخلیه و سبک شدن به او بدهید.

راه حل پیشنهاد ندهید

راه حل پیشنهاد ندهید

تا میتوانید کمتر حرف بزنید و بیشتر اجازه دهید که دوست شما شرایط و احساساتش را بیرون بریزد. او را قطع نکنید و با حالات و حرکات خود او را تشویق به بیان کنید.
وظیفه اصلی شما دلداری دادن و کمک به عبور از این شرایط روحی است و نه راه حل دادن. اشک ریختن و گریستن راهی است برای سبک شدن و خالی شدن احساسات، اجازه دهید بدون اینکه چیزی مزاحمشان شود، این کار را انجام بدهند.
تنها در صورتی که خود فرد آسیب دیده شرایط روحی مساعدی پیدا کرد و آرام شد و از شما راه حل خواست میتوانید وارد این فاز شوید. ابتدا از او بپرسید که آیا خودش راه حلی برای برون رفت از این مشکل و یا فراموش کردن اتفاقات پیش آمده دارد؟ در صورتی که او پیشنهاد معقولی داشت به او کمک کنید که این راه حل ها را جزیی تر و مرحله به مرحله برای خود بررسی و عملی کند.
اگر دوست غم دیده و غصه دارتان هیچ ایده ای نداشت آنگاه میتوانید پیشنهاد خود را ارایه کنید. توجه داشته باشید که پیشنهاد ندادن بهتر از پیشنهاد بد است. دقت کنید که چه میگویید و چه راه حلی میدهید چون ممکن است روش شما به بغرنج تر شدن وضعیت او منجر شود.
نکته: اگر دوست شما نه به خاطر یه اتفاق خاص که به خاطر مجموعه ای از رویدادها شرایطی نزدیک به افسردگی دارد، صحبت کردن و حلاجی زیاد ماجراها نه تنها کمکی به او نمیکند که ممکن است شرایط او را بدتر کند. در چنین شرایطی حواس او را با فعالیت تازه ای منحرف کنید. قدم زدن، رانندگی در شهر و نظایر اینها میتواند به بهبود حال او کمک کند.

صحبت با یک کارشناس را پیشنهاد کنید

صحبت با یک کارشناس را پیشنهاد کنید

در صورتی که احساس نیاز کردید، به او پیشنهاد دهید که با یک روان شناس یا روان کاو صحبت کند و از او کمک بگیرد.

گاهی اوقات ما نمیدانیم و نمیتوانیم درباره شرایط دوستمان ابراز نظر کنیم و ممکن است با پیشنهاد نامربوط شرایط را بدتر و آسیب را بیشتر کنیم پس بهتر است از او بخواهیم از یک مشاور کمک بگیرد.

بگو چطور غم و اندوه پایان یافتن یک رابطه را پشت سر بگذارم؟

نکته: ممکن است فردی در اثر مشکلات روحی و روانی ایجاد شده، به فکر خودکشی و نابودی خود بیفتد. علائم او را با کمک مقاله بگو چطور تشخیص دهیم که کسی به فکر خودکشی است؟ بررسی کنید و اگر خطر جدی بود از مقاله بگو چطور کسی را از فکر خودکشی منصرف کنم؟ کمک بگیرید.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در روانشناسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

بگو چرا حافظه ما در یادآوری خاطرات ممکن است اشتباه کند؟

دلایل محکم برای اعتماد نکردن به حافظه شخصی دلایل دقیق نبودن حافظه    تقریبا همه فکر میکنیم…